|
|
|
|
|
معين شبيه يک موتور گازی پر سروصداست که با سرعت دارد می رود و چون می خواهد به بقيه ماشين ها که جلوتر از او هستند برسد، از هر چراغ قرمزی هم رد می شود. در ضمن بيست نفر دارند با مشارکت همديگر موتور گازی معين را هل می دهند و هر از گاهی يکی از آنها زخمی می شود. اکبر هاشمی رفسنجانی و خاتمی خاتمی مثل يک آپارتمان شيک و مدرن است، با شيشه های بلند که همه چيز از بيرون آن معلوم است، صاحبخانه فقط از اتاق پذيرايی آپارتمان استفاده می کند، اما مدتهاست که کسی به صاحبخانه سرنمی زد، گاهی هم که کسی می آيد يا برای استفاده از تلفن است يا برای رفتن به دستشويی. هاشمی شبيه يک خانه بزرگ قديمی است با دهها انبار و پستو و اندرونی و بيرونی، پرده های آپارتمان کشيده است و در هر اتاق عده ای مشغول کار هستند، روی همه درها هم نوشته است: وارد نشويد. جلوی در يک نگهبان با خوشرويی به همه سلام می کند، اما کسی را به داخل راه نمی دهد، همه از در پشتی وارد می شوند. صاحبخانه معمولا يا در حياط با ميهمانان ملاقات می کند يا در انباری خانه. باقر قاليباف و خاتمی خاتمی مثل يک فيلسوف محترم است که برای بازديد از يک استخر وارد شده، اما چون او را داخل آب هل دادند، همه فکر می کنند قهرمان شيرجه است. حالا بعد از چند دور شنا کردن خسته شده و دائما اعلام می کند که من شنا بلد نيستم، منو بياريد بيرون، گروهی او را تشويق می کنند که تندتر برود، گروهی هم او را هو می کنند و از او می خواهند زودتر از استخر خارج شود. قاليباف مثل نگهبان همان استخر است که چون شبها يواشکی توی استخر شيرجه می رفته از اين کار خوشش آمده و يک دفعه جلوی همه لخت مادرزاد می شود و می پرد توی آب و سعی می کند با زير آبی رفتن از ديگران جلو بزند، بقيه نگهبانان که دوستان او هستند با سنگ حريفان قاليباف را که دارند شنا می کنند، می زنند تا جلوی شنا کردن آنها را بگيرند و قاليباف زودتر به خط پايان برسد. محسن مهرعليزاده و خاتمی خاتمی مثل يک آدم خوش تيپ است که هر لباسی بپوشد به او می آيد، او با وجود اينکه عبا و عمامه دارد، وقتی حرف می زند همه فکر می کنند يک کت و شلوار شيک پوشيده و يک کراوات قشنگ زده است. مهرعليزاده مثل يک کت و شلوار شيک است که کسی در آن به سر نمی برد. مهدی کروبی و خاتمی خاتمی مثل يک ميهمان دوست داشتنی است که بعد از ماهها که دعوت اش کرده ای آمده است. با هم ناهار خورده ايد و با هم عکس گرفته ايد. از او خواسته ايد که شب پيش تان بماند، اما او عجله دارد و دائم به ساعتش نگاه می کند، از او می خواهيد يک چای با شما بنوشد، اما او عجله دارد و بايد برود. او با خوشرويی خداحافظی می کند و می رود. کروبی مثل مهمانی است که ساعت شش صبح يک دفعه از شهرستان رسيده و فورا پيژامه پوشيده و چمدانش را باز کرده است، وقتی به او می گوئيم که کار داريم و بايد بيرون برويم می گويد منم می آم. بعد که وقت ناهار می شود، می گوئيم ما ناهار نداريم، از جبيش پول در می آورد و می دهد و می گويد با اين پنجاه هزار تومن برامون ناهار بگير، بقيه اش هم مال خودت، از وقتی هم که آمده نظر ما را در مورد خودش می پرسد و دائما هم از تلفن خانه برای حرف زدن با ديگران استفاده می کند. هر وقت هم اينطرف و آنطرف می رود پايش به چيزی می خورد و چيزی را می اندازد و آنرا می شکند. بالاخره به زور او را از خانه بيرون می کنيم، اما پشت در می نشيند. محسن رضايی و خاتمی خاتمی مثل يک معلم ادبيات می ماند که برای سخنرانی دعوت شده است، او سخنرانی اش را نوشته و در کمال سکوت آنرا برای جمعيت می گويد، وسط حرفهايش گاهی حضار دست می زنند و او را تشويق می کنند، اما او حرفهايش را ادامه می دهد، بالاخره بعد از پايان سخنرانی همه برايش دست می زنند و از او امضا می گيرند. محسن رضايی مثل يک معلم ورزش است که قصد دارد در مورد ادبيات قرن هشتم حرف بزند، اما يادداشت هايش را گم کرده و در نتيجه با نگاه کردن به جمعيت هر چه به ذهنش می ايد می گويد، وسط سخنرانی عده ای می روند، اما او همه را به جان مادرشان قسم می دهد که بمانند، اول دستور می دهد، و وقتی دستورش به نتيجه نمی رسد گريه می کند. علی لاريجانی و خاتمی خاتمی مثل يک درخت است، عده ای می آيند زير آن می نشينند و بعد از اينکه فکرشان را کردند راهشان را می کشند و می روند، عده ای با آن عکس يادگاری می گيرند، عده ای روی آن يادگارهای عاشقانه می نويسند. بچه های شيطان هم از آن بالا می روند و شاخه هايش را می شکنند، عده ای هم منتظر می مانند تا ميوه اش را بچينند، اما می بينند بعد از دو سال ديگر ميوه نمی دهد. علی لاريجانی مثل چمن زير همان درخت است که به نظر سرسبز می آيد و آدم که آنرا می بيند احساس هوای تازه می کند و اميدوار می شود، اما وقتی روی آن می نشينی زيرت خيس می شود. دستت را هم که به چمن می زنی کثيف و آلوده می شوی، اگر هم شب بخواهی روی چمن بخوابی بلافاصله يک باغبان با چراغ می ايد و تو را کتک می زند و هويت تو را می پرسد. تازه بعد از مدتی می فهمی که چمن مصنوعی بود و وقتی زير آنرا نگاه می کنی می بينی زمين سياه است. محمود احمدی نژاد خاتمی مثل يک شنيتسل مرغ است با سالاد، وقتی آنرا می خوری احساس می کنی غذای خوشمزه ای خورده ای، اما اگر هر فعاليتی بخواهی بکنی، بخصوص اگر دونده تندرويی باشی يا اهل رفتن به خيابان باشی و يا جوان باشی يا در گذشته گرسنگی و بيچارگی کشيده باشی، بلافاصله گرسنه ات می شود و دلت می خواهد شکمت را با هر چيزی که در خيابان می فروشند، بخصوص همبرگری شبيه مک دونالد آمريکايی پرکنی، البته بعد از خوردن آن غذای خوشمزه سليقه ات بالا می رود و ديگر آبگوشت نذری نمی توانی بخوری. احمدی نژاد مثل آبگوشت نذری است که در يکی از خرابه های اطراف مصلی بوسيله هيات ايثارگران داده می شود. اول بايد توی صف بايستی، در صف تنه می خوری و پايت را له می کنند. بعد وسط صف کتک کاری می شود. بعد هم سر يک سفره بزرگ می نشينی و بوی جوراب را با تمام وجود احساس می کنی. آبگوشت پر از چربی است و نپخته است. وسط غذا دائم تنه می خوری و وقتی از آنجا بيرون آمدی تا چند روز دچار نفخ می |
||
|
|
|
|
|
[۱] "سوابق وزرای پیشنهادی"، خبرگزاری دانشجویان ایران، 14 اگوست ۲۰۰۵ www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-568867 [۲] همان. [3] "آغاز قصلی سرد برای روزنامه نگاران ایران"، گزارشگران بدون مرز، ۲۳ نوامبر ۲۰۰۵. http://www.rsf.org/article.php3?id_article=15690 [۴] برای این گزارش دیده بان حقوق بشر با دوازده روزنامه نگار، فعالان اجتماعی و سیاسی وبرخی مسئولین پیشین دولت در داخل وخارج کشور مصاحبه کرده ست. همه آنها خواسته اند که به خاطر نگرانی برای امنیتشان ناشناس باقی بمانند. [5] "با حکم وزیر کشور: سردار ذوالقدر قائم مقام وزارت کشور شد"، خبرگزاری دانشجویان ایران، ۲۵ نوامبر ۲۰۰۵. [۶] خاطرات آیت الله منتظری، جلد اول صفحه 623، http://www.amontazeri.com آخرین دسترسی به سایت ۸ سپتامبر۲۰۰۵. [۷] همان منبع صفحه ۶۳۳ [۸] همان منبع صفحه ۶۲۳ [۹] همان منبع صفحه ۶۲۸ [۱۰] همان منبع صفحه ۶۳۳ [11] همان منبع صفحه ۶۳۵ [۱۲] همان منبع صفحه ۶۳۵ [۱۳] "ایران نقض حقوق بشر بین سالهای ۱۹۹۰-۱۹۸۷"، سازمان عفو بین الملل، ایندکس MDE 13/2/90 [۱۴] لیست زندانیان اعدام شد در آدرسhttp://www.asre-nou.net قابل دسترسی است. آخرین دسترسی ۲۴ اکتبر ۲۰۰۵. [۱۵] متن این سه نامه درآدرس زیر قابل دسترسی است. آخرین دسترسی ۲۴ اکتبر 2005 http://www.bidaran.com/article.php3?id_article=25 [۱۶] اطلاعات مربوط به خاوران در سایت زیر قابل دسترسی است. آخرین دسترسی ۲۴ اکتبر2005http://www.bidaran.com/rubrique.php3?id_rubrique=13 [۱۷] نگاه کنید به اکبر گنجی، تاریکخانه اشباح وعالی جناب سرخپوش. گنجی به شش سال زندان محکوم واز آوریل سال ۲۰۰۰ به خاطر نوشته هایش زندانی شد. او هنوز زندانی است. [۱۸] "بازخوانی تاریخی پرونده قتلهای زنجیره ای"، خبرگزاری دانشجوبان ایران، 20 نوامبر، 2004، www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-457431 [۱۹] همان. [۲۰] ماده ۹۰ قانون اساسی ایران: " هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه داشته باشد، میتواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضاییه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند." [۲۱] "بازخوانی تاریخی پرونده قتلهای زنجیره ای"، خبرگزاری دانشجوبان ایران، 20 نوامبر،۲۰۰۴، www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-457431 [۲۲] همان. [۲۳] مصاحبه دیده بان حقوق بشر، ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۵. این شخص درخواست کرده است به دلیل نگرانیهای امنیتی ودوری از خطر ناشناس باقی بماند. [۲۴] "ایران: دادگاه میکونوس شواهد بیشتری رااز سیاست دولتی ایران برای کشتارغیرقانونی فراهم می کند"، سازمان عفو بین الملل،۱۰ آوریل ۱۹۹۷، ایندکس MDE 13/015/1997. "ایران: عفو بین الملل نگران امکان نقش دولت ایران در قتل شهروندان ایرانی،" عفو بین الملل، ۲۸ فوریه ۱۹۹۶، ایندکس MDE 13/007/۱۹۹۶. [۲۵] "بررسي راي اعتماد به وزير پيشنهادي کشور"، خبرگزاری کار، ۲۴ آگوست ۲۰۰۵، http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=225685&code1=11 [۲۶] همان. [۲۷] "بهای مخالفت با جنجالی ترین چهره دولت احمدی نژاد"، بی بی سی فارسی، ۲۴ اگوست ۲۰۰۵، www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/08/050824_mf_afrough.shtml [۲۸] روزنامه خرداد، 16 ژانویه 1999، نقل شده از کتاب تاریکخانه اشباح، صفحه ۳۲. [۲۹] " یورش به روزنامه های مستقل در ایران تشدید شده است"، دیده بان حقوق بشر، ۲۸ جولای۱۹۹۹. [۳۰] محسن کدیور، بهای آزادی ، نشر نی ، تهران، ۲۰۰۰. [۳۱] عبدالله نوری، شوکران اصلاح، نشر نو، تهران ، ۱۹۹۹. [۳۲] "فراخوان برای پایان مصونیت قاتلان وکسانی که پشت قتل های زنجیره ای روشنفکران وروزنامه نگاران بوده اند"، گزارشگران بدون مرز، 21 نوامبر 2003، http://www.rsf.org/article.php3?id_article=8580 [۳۳] " ضربه به دستگاه اطلاعاتی"، روزنامه آن لاین روز، ۱۵ اگوست ۲۰۰۵، http://roozonline.com/02article/009392.shtml [۳۴] متن دادگاه غلامحسین کرباسچی، محاکمه ودفاع، فرهنگ واندیشه، تهران، ۱۹۹۸ [۳۵] همان. [۳۶] "محسنی اژه ای سحر خیزرا گاز گرفت"، بی بی سی فارسی، ۲۴ می ۲۰۰۴، www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2004/05/040524_mf_fight.shtml [۳۷] تاریخ کمیسیون جنایات جنگی سازمان ملل وتدوین قوانین جنگ، ۱۹۴۳، صفحه ۱۷۹، از سخنان رادنی کورت، "جنایات علیه بشریت" در توضیحی بر Rome Statute of the International Criminal Court (O. Triffterer, ed.) (۱۹۹۹) صفحه ۱۲۳ [۳۸] Rome Statute of the International Criminal Court, 2187 U.N.T.S. 3, entered into force July 1, 2002. Also see Rodney Dixon, “Crimes against humanity,” in Commentary on the Rome Statute of the International Criminal Court (O. Triffterer, ed.) (1999), p. 122. این استاندارد به ماده ۷ مقررات رم برای دادگاه بین المللی جنایی بکار بسته میشود. ایران یکی از امضا کنندگان این مقررات نیست و موظف به آن نیست. ولی تعریف ماده 7 مطابق مفهوم جنایت بر علیه بشریت در قوانین عرفی بین المللی میباشد. [۳۹] مجلس تا کنون سه کاندیدای نامزد شده توسط رییس جمهوری احمدی نژاد را برای وزارت نفت رد کرده است. [۴۰] اصل ۳ خاطرنشان می کند: "دولت ها باید صدور فرامین مقام های مافوق و دولتی را که به سایرین اجازه و یا انگیزه لازم برای انجام اعدام های غیرقانونی، خودسرانه و یا سریع را می دهند، ممنوع نمایند. کلیه اشخاص باید محق و موظف به مخالفت با اینگونه دستورات باشند. در آموزش مقام های مجری قانون باید بر موارد مذکور تاکید شود."
|
||